سلام به همه عزیزانی که به این وبلاگ سر میزنن. قبل از هر چیزی ممنونم که این داستان رو دنبال می کنید و با حضورتون موجب دلگرمی من هستین.

تا امروز ترجمه سه جلد از مجموعه محفل اسرار آمیز رو تموم کردم و ترجمه جلدهای چهار و پنج و شش رو هم قراره انجام بدم. برای دوستانی که مایل هستن این داستان رو تو وبلاگ خودشون بذارن رضایت خودمو اعلام می کنم  

به شرط ذکر منبع. در صورت امکان لطفا از لینکهای خودم استفاده کنید.

می خوام آمار دانلودو داشته باشم

دانلود جلد اول: سرآغاز        دانلود جلد دوم: اسارت        دانلود جلد سوم: قدرت

+ نوشته شده در سه شنبه 1393/01/26ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط سایه

سلام دوستای عزیز  

خوب اینم از فصل دهم  

فصل دهم (پیکوفایل) 

فصل دهم  (فورشیرد) 

فصل دهم (مدیافایر) 

+ نوشته شده در دوشنبه 1393/12/04ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام بچه ها  

امروز تولدمه  

یکم سرم شلوغ بود نتونستم واسه امروز فصل بعدی رو آماده کنم. ایشالا واسه هفته بعد  

+ نوشته شده در جمعه 1393/11/24ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط سایه |

سلام دوستان عزیز 

ممنون که این مدت حوصله به خرج دادین و منتظر موندین که شرایط من هم بهتر بشه.  

بخاطر پیام های تسلی بخشی هم که تو قسمت نظرات گذاشتین از همه ممنونم. 

و اما بالاخره اینم از فصل 9  

فصل 9 (پیکوفایل با فرمت پی دی اف)  

فصل 9 (فورشیرد)  

فصل 9 (مدیافایر)  

+ نوشته شده در سه شنبه 1393/11/21ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط سایه |

سلام دوستان  

ببخشید که این مدت بی خبرتون گذاشتم  

از نظر روحی داغونم تو 15 روز گذشته 6 نفر از فامیل های نزدیکمون (2 تا زن دایی و شوهر خاله و دخترعمو و ...) فوت کردن  

اصلا نمی دونیم این چه تلخی هست که به زندگی مون افتاده!!!  

نمی دونیم دیگه کدوم مجلس رو بریم. همه چی قاطی هم شده.  

ایمیل یکی از بچه های وبلاگ رو دیدم که نگران شده بود 

خواستم اطلاع بدم که اوضاع از این قراره که نتونستم بیام به وبلاگ سر بزنم  

+ نوشته شده در دوشنبه 1393/10/01ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط سایه |

سلام بچه ها  

 از همه دوستان بخاطر پیام های تسلیت تون تشکر می کنم و امیدوارم زندگی شما پر از شادی باشه. 

ببخشید بابت تاخیرهای پیش اومده. یه مقدار گرفتار کار هستم فرصت نشده ترجمه کنم. تا 10 آذر حسابی سرم شلوغه. در حدی که فرصت ندارم حتی نفس بکشم. فقط خواستم بهتون خبر بدم که تا اون موقع متاسفانه خبری از فصل بعدی نیست. قول می دم بعدش جبران کنم

+ نوشته شده در شنبه 1393/08/24ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام دوستای عزیز

به خاطر تمام پیام های تسلیت و دلداری دهنده تون ازتون ممنونم.

هنوز هر روز به خونه دایی سر میزنیم. جای زن دایی واقعا خالیه.

تا یادم میفته دلم می گیره.

از این حرفا بگذریم .

اینم از فصل ۸

فصل 8 (پیکوفایل)

فصل 8 (فورشیرد)

 

+ نوشته شده در شنبه 1393/07/26ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام بچه ها

پنج شنبه جمعه رو شهرستان عروسی بودم (خدا ایشالا قسمت همه بچه های دم بخت این وبلاگ کنه)

هنوز از راه نرسیده بهمون خبر دادن که زن داییم فوت کرد.  خیلی شوکه شدم. درسته که سرطان داشت و چند سالی بود که با شیمی درمانی و ... سر می کرد اما بازم آدم باورش نمیشه.

مرگ یه عزیز واقعا سخته. واسه من زن دایی بود اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم و ناراحت شدم وقتی به دختردایی ها و پسرداییم و خود داییم فکر می کنم اصلا تصور حالشون هم برام غیرممکنه.

همش می گم کاش خدا مرگ هیچی عزیزی رو در سرنوشتمون قرار نده اما می دونم که غیر ممکنه و مرگ هم بخش انکارناپذیری از زندگیه.

این مراسمات رو پشت سر بذاریم و یکم که حال و حوصله ام سرجاش بیاد فصل بعدی رو هم براتون ترجمه می کنم. احتمالا دو شنبه سه شنبه آینده بذارمش.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/16ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط سایه |

 

سلام

سورپرایززززززززززززززززززززززز

 

اینم فصل ۷ اونم فقط با یه روز فاصله (بعد از فصل ۶)

یه وقت از خوشحالی سکته نکنید بیفتید رو دستم

 

فصل 7 (پیکوفایل)

فصل 7 (فورشیرد)

 

اینو که خوندید بعد زود برید مشقاتونو بنویسید

 

+ نوشته شده در جمعه 1393/07/04ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام بچه ها

اینم از فصل ۶

فصل 6 (پیکوفایل)

فصل 6 (فورشیرد)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/07/03ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط سایه |

مطالب قدیمی‌تر