سلام به همه عزیزانی که به این وبلاگ سر میزنن. قبل از هر چیزی ممنونم که این داستان رو دنبال می کنید و با حضورتون موجب دلگرمی من هستین.

تا امروز ترجمه سه جلد از مجموعه محفل اسرار آمیز رو تموم کردم و ترجمه جلدهای چهار و پنج و شش رو هم قراره انجام بدم. برای دوستانی که مایل هستن این داستان رو تو وبلاگ خودشون بذارن رضایت خودمو اعلام می کنم  

به شرط ذکر منبع. در صورت امکان لطفا از لینکهای خودم استفاده کنید.

می خوام آمار دانلودو داشته باشم

دانلود جلد اول: سرآغاز        دانلود جلد دوم: اسارت        دانلود جلد سوم: قدرت

+ نوشته شده در سه شنبه 1393/01/26ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط سایه

سلام بچه ها  

 از همه دوستان بخاطر پیام های تسلیت تون تشکر می کنم و امیدوارم زندگی شما پر از شادی باشه. 

ببخشید بابت تاخیرهای پیش اومده. یه مقدار گرفتار کار هستم فرصت نشده ترجمه کنم. تا 10 آذر حسابی سرم شلوغه. در حدی که فرصت ندارم حتی نفس بکشم. فقط خواستم بهتون خبر بدم که تا اون موقع متاسفانه خبری از فصل بعدی نیست. قول می دم بعدش جبران کنم

+ نوشته شده در شنبه 1393/08/24ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام دوستای عزیز

به خاطر تمام پیام های تسلیت و دلداری دهنده تون ازتون ممنونم.

هنوز هر روز به خونه دایی سر میزنیم. جای زن دایی واقعا خالیه.

تا یادم میفته دلم می گیره.

از این حرفا بگذریم .

اینم از فصل ۸

فصل 8 (پیکوفایل)

فصل 8 (فورشیرد)

 

+ نوشته شده در شنبه 1393/07/26ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام بچه ها

پنج شنبه جمعه رو شهرستان عروسی بودم (خدا ایشالا قسمت همه بچه های دم بخت این وبلاگ کنه)

هنوز از راه نرسیده بهمون خبر دادن که زن داییم فوت کرد.  خیلی شوکه شدم. درسته که سرطان داشت و چند سالی بود که با شیمی درمانی و ... سر می کرد اما بازم آدم باورش نمیشه.

مرگ یه عزیز واقعا سخته. واسه من زن دایی بود اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتم و ناراحت شدم وقتی به دختردایی ها و پسرداییم و خود داییم فکر می کنم اصلا تصور حالشون هم برام غیرممکنه.

همش می گم کاش خدا مرگ هیچی عزیزی رو در سرنوشتمون قرار نده اما می دونم که غیر ممکنه و مرگ هم بخش انکارناپذیری از زندگیه.

این مراسمات رو پشت سر بذاریم و یکم که حال و حوصله ام سرجاش بیاد فصل بعدی رو هم براتون ترجمه می کنم. احتمالا دو شنبه سه شنبه آینده بذارمش.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/16ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط سایه |

 

سلام

سورپرایززززززززززززززززززززززز

 

اینم فصل ۷ اونم فقط با یه روز فاصله (بعد از فصل ۶)

یه وقت از خوشحالی سکته نکنید بیفتید رو دستم

 

فصل 7 (پیکوفایل)

فصل 7 (فورشیرد)

 

اینو که خوندید بعد زود برید مشقاتونو بنویسید

 

+ نوشته شده در جمعه 1393/07/04ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام بچه ها

اینم از فصل ۶

فصل 6 (پیکوفایل)

فصل 6 (فورشیرد)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/07/03ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط سایه |

 سلام بچه ها

دیگه تابستون داره تموم میشه ما هم از این چند روز باقیمونده نهایت استفادده رو داریم می بریم

اومدم بگم که من مسافرت هستم فصل بعدی رو احتمالا ۲ یا ۳ شنبه می ذارم.

به من که داره خوش می گذره ایشالا به شما هم خوش بگذره

+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/06/27ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط سایه |

 

سلام

خوبید؟

راستی یه خبر. کتاب "دنیای خالی از قهرمان" جلد اول مجموعه "ماورایی ها" چاپ شد. برای تهیه کتاب می تونید با انتشارات آذرباد تماس بگیرد

اینم از فصل ۵ محفل اسرارآمیز

فصل 5 (پیکوفایل)

فصل 5 (فورشیرد)

+ نوشته شده در دوشنبه 1393/06/17ساعت 10:19 قبل از ظهر توسط سایه |

 

بچه ها سلام

صبح آدینه بخیر

یه هفته ای میشه که اینترنت منطقه ما قطعه. الان از پیاده روی اومدیم خونه دوستم و از اینجا براتون پست می ذارم.

به این مخابرات منطقه ما یه چیزی بگید. دیگه شورشو درآورده.  کافی نت سر کوچمون هم رفتم اونجا هم قطع بود

یادم رفت فایل فصل جدید رو بیارم تا براتون آپلود کنم. ایشالا فردا (شنبه) باز دوباره خونه دوستم لنگر میندازم و فصل جدید رو براتون می ذارمش.

 

***********

مدیونید اگه فکر کنید فردا قصدم از اومدن به خونه دوستم صرفاْ آپلود فصل جدید هست و از هم نشینی و هم صحبتی با دوستم لذت نمی برم

+ نوشته شده در جمعه 1393/06/14ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط سایه |

 

سلام دوستان

مرسی که به فکرم بودین و بابت همه دعاهاتون مرسی. خدارو شکر حالم خیلی بهتره و تقریبا به زندگی عادی و همیشگی برگشتم. واسه دوشنبه از دکترم وقت گرفتم ببرم نتیجه آزمایشات رو هم نشونش بدم. تا جایی که سوادم می رسید ظاهرا همه چیز نرماله.

اینم از فصل ۴ که قولشو داده بودم.

فصل 4 با فرمت پی دی اف (پیکوفایل)

بقیه فرمت ها رو بعدا می ذارم.

ساعت ۳۰: ۱ شبه فقط خواستم این فصل رو زودتر به دستتون برسونم. دیگه رفتم بخوابم. شب بخیر

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1393/06/02ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط سایه |

مطالب قدیمی‌تر